تبليغاتX
یهود شناسی - عيسي، اصلاح‌گر بني‌اسرائيل

یهود شناسی - عيسي، اصلاح‌گر بني‌اسرائيل

وبلاگ من | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | طراح قالب


پیام مدیریت

به نام خدای محمد (ص).این وبلاگ میکوشد تا اثر گذاری صهیونیسم و کسانی که دارای همین تفکر هستند را در زمینه های مختلف اعم از سیاست سینما و ... در این عصر و اعصار گذشته بررسی نماید .با آرزوی ظهور حضرتش.


تصاویر تصادفی زیبا


جستجوگر


در سایت ما
در سایت های دیگر


لينکدوني

یهود شناخت
سحاب
من یک یهودی ام

آمار و امکانات


Google Pagerank

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً



عيسي، اصلاح‌گر بني‌اسرائيل

حواريان همواره در پي مسيح(ع) بودند و زندگي زاهدانه و رياضتمندانه‌اي داشتند. در طول مدت رسالت عيسي(ع) نزديك به هفتاد تن ديگر نيز همواره با او بودند كه آنان را شاگردان عيسي خوانده‌اند.11

كساني كه به عيسي(ع) گرويده بودند، به تحريك يهوديان، به شدت از جانب حكومت‌هاي مركزي تحت تعقيب قرار ‌گرفتند. سيستم يهود مي‌خواست اين حركت را سركوب كند؛ چرا كه اين حركت مخالف خواستة آنان بود. اگر اين حركت گسترش بيابد و بين مردم منتشر شود، يهود ديگر نمي‌تواند به حاكميت مورد ادعايش دست يابد. تنها مانع يهود و صهيونيسم در زمينه دسترسي به حاكميت جهاني مؤمنان و معتقدان به راه خدا هستند؛ چرا كه اين گروه تنها مردماني هستند كه با برتري نژاد مخالف و از غلتيدن در انحرافات پرهيز مي‌كنند. در حالي كه غير مؤمنان با دسيسه يهود در خدمت يهود قرار گرفتندو اصولاً حركت غيرمؤمنان تابعي از مسائل مادي و منابع مادي است كه سازمان يهود در طول دوران انحراف بر مبادي و اصول آن سلطه يافته و با اين ابزار غير بني‌اسرائيل غير مؤمن را به بيگاري و استعمار خويش وارد ساخته و به كارگماره است. پس شرك هميشه ابزاري در دست يهود و صهيونيسم است و معنا ندارد با يهود ستيز كند.

عيسي(ع) همراه با دوازده تن از حواريان در يهوديه و جليل سفر مي‌كرد. اقدامات يهود عليه عيسي(ع)‌ تا به آنجا ادامه يافت كه او را به پيامبر مفقودالاثر تاريخ مبدل ساخت و امروز پيرامون او در هر يك از مكاتب نظري است. آنچه مشهور بين يهود و مسيحيت است كشته شدن اوست. با اين تفاوت كه مسيحيت معتقد است او پس از قتل با حياتي جديد به آسمان رفته است. داستان را چنين نقل مي‌كنند كه بالاخره كاهنان و مقامات روحاني اورشليم كه از فريسيان بودند، عيسي را دستگير كردند. سنهدرين يا دادگاه عالي يهود، او را به مرگ محكوم كرد. پيلاتوس كه بايد حكم دادگاه را تأييد كند، هيچ عيب و گناهي در او نيافت، اما دولت روم او را موظف به اطاعت از خاخام‌هاي يهود كرده بود و آنان نيز چيزي جز به صليب كشيدن عيسي را نمي‌خواستند.12

به روايات اناجيل، حواريان منتظر بودند كه استاد با قدرت‌هاي اعجاب انگيزش خود را از چنگ يهوديان رها سازد، ولي خود او سرنوشت خويش را پذيرفت. او آگاهي يافته بود كه يكي از دوازده حواري، براي خيانت به او دسيسه مي‌چيند و در آخرين شام، يهوداي اسخريوطي را آشكارا متهم كرد. يهودا با گرفتن سي سكه نقره عيسي را به روميان نشان داد و با بوسيدن عيسي سربازان را به سوي او راهنمايي كرد.13 مسيح به دست سربازان رومي دستگير شد و پس از محاكمه و شكنجه فراوان، او را به صليب كشيدند و به گور سپردند. عيسي پس از سه روز زنده شد و از گور برخاست و حواريان نيز او را ديدند و با وي گفت و گو كردند.14

اما قرآن و احاديث اسلامي، روايتي ديگرگونه ارائه كرده‌اند. قرآن به صراحت به صليب كشيده شدن مسيح و كشته شدن او را نفي مي‌كند و مي‌فرمايد: وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا؛15

آنان مسيح را نكشتند و بر دار نكردند، بلكه امر بر ايشان مشتبه شد. هر آينه آنان كه درباره او اختلاف مي‌كردند، خود در ترديد بودند و به آن يقين نداشتند و تنها پيرو گمان خود بودند و عيسي را به يقين نكشته بودند. مسيحيت پولسي: عمليات يهود براي تخريب دين مسيح

پس از فقدان عيسي(ع) سازمان يهود، نفس راحتي كشيد، اما مبارزه با ايشان و دين مسيح همچنان ادامه يافت. به گفتة اناجيل، حضرت عيسي(ع) پترس16 را به جانشيني خود در امور مختلف برگزيده است و امت خود را به پيروي از او فرا خوانده است.17 از عبارات انجيل چنين برمي‌آيد كه: مأموريت پترس عام بوده و شامل غير يهوديان نيز ‌شده است.18  پترس پس از صعود عيسي(ع) به آسمان، در ميان پيروان او نقش محوري داشته است. اين امر به خوبي از عبارت باب اول كتاب اعمال رسولان برمي‌آيد. حتي پترس در مواردي نيز به سراغ غيريهوديان رفته و بين آنها فعاليت كرده است.19 تا حدود سال 40 ميلادي، يعني حدود ده سال پس از حيات زميني عيسي(ع)، اوضاع به همين روش بوده است تا اينكه در اين زمان، شخصي به نام شائول، به مسيحيت مي‌گرود و به پولس، تغيير نام مي‌دهد.20 پولس، از فريسيان و بزرگان يهود بود و دشمن سرسخت مسيح. او بر مسيحيان سخت مي‌گرفت و آنان را شكنجه و آزار مي‌رسانيد.21 او براي دستگيري نو ايمانانه مسيحي كه گريخته بودند، از رئيس كاهنان نامه گرفته بود و به سوي دمشق مي‌رفت. به گفتة كتاب اعمال رسولان، باب نهم، در نزديكي دمشق، نوري اطراف او درخشيد و صدايي شنيد كه به او گفت: شائول، شائول، براي چه بر من جفا مي‌كني؟ او پرسيد: توكيستي؟ و پاسخ شنيد: من آن عيسي هستم كه تو بر او جفا مي‌كني. سپس حضرت به او دستور مي‌دهد كه به شهر برود تا دستور بعدي به او برسد.

هنگامي كه پولس وارد دمشق شد، مؤمنان مسيحي به وحشت افتادند و معابد مسيحي هشدار دادند كه شائولِ يهودي آمده و آتشي به راه خواهد انداخت. وي وارد معبدي شد و گفت: نترسيد، من با شما همفكر هستم. تا كنون خطا مي‌كردم و اكنون دريافته‌ام كه حق با شماست و عيسي مرا به پيروي از مسير حق فراخوانده است. اين ماجرا را لوقا، كه بعداً به دست پولس ( يا سولس) ايمان آورده و شاگرد خصوصي او بوده است، در كتاب اعمال رسولان نقل كرده است. هشت باب نخستين اين كتاب دربارة پترس (جانشين راستين عيسي) و تلاش‌هاي اوست، اما از باب نهم به بعد، پترس فراموش مي‌شود و پولس جاي او را مي‌گيرد! پولس به مسافرت‌هاي تبليغي بين امت‌ها مي‌پردازد و باعث مي‌شود عدة فراواني در شهرهاي مختلف به مسيحيت بگروند. حتي برنابا كه از حواريان خوب عيسي(ع) بود، نخست جذب عقايد دروغين پولس شد. پولس تمام تفسير تورات را مي‌دانست و آن را حفظ بود. به تدريج برنابا دريافت كه تعاليم پولس داراي نقطه‌هاي انحرافي است. به او اعتراض كرد؛ اما پولس پاسخ داد: تفسير من و تو از انجيل متفاوت است.

به تدريج بين پولس و حواريان ديگر، از جمله پترس، اختلافاتي روي مي‌دهد كه شامل ابعاد عقيدتي، عملي و رهبري جامعه مسيحيت نيز مي‌شود. پولس برگزيدگي پترس از سوي عيسي(ع) را مي‌پذيرد، اما مدعي مي‌شود مأموريت پترس تنها در ميان يهوديان بوده و بعداً حضرت عيسي، همان مأموريت را در امت‌ها به او سپرده است.22  ولي مسئله بدين‌جا نمي‌انجامد، بلكه پولس رو در روي پترس مي‌ايستد و با او مخالفت مي‌كند و حتي او را به نفاق متهم مي‌دارد. «و ساير يهوديان هم با وي نفاق كردند، به حدي كه برنابا نيز در نفاق ايشان گرفتار شد.»23

از اين به بعد دو پرچم در جامعة مسيحي آن زمان برافراشته شد. و در نتيجه مردم نيز به دو گروه تقسيم شدند. دسته‌اي بنا به سفارش مسيح(ع) از پترس و حواريان پيروي كردند و دستة ديگر، كه بيشتر غيريهوديان بودند، پولس را به رهبري برگزيدند.

پولس الاهياتي جديد پديد آورد كه با سخنان عيسي(ع) هرگز انطباق نداشت. به اعتقاد او، عيسي(ع) جنبة الوهي و فوق بشري داشت و او خدا بود كه جسم گرفت تا به صليب رود و قرباني گناه انسان شود.24 به تدريج علماي بزرگ آن زمان، كه به مسيح اعتقاد داشتند، حقيقت را دريافتند، ولي ديگر دير شده بود. پولس تمام انجيل‌ها را باطل اعلام كرد و تنها سخن خويش را حجت دانست.

شاكلة دين عيسي، فريسي‌ستيزي بود و آشكارا به آن حمله كرده بود.25 اما پولس با نامه‌ها و كتاب‌هاي خويش، لبة تيز فريسي‌ستيزي عيسي را كند كرد و مسيحيت را دين آشتي با يهود ساخت.26 بدين ترتيب يهود، با نفوذ دادن پولس در مسيحيت، آن را از درون تهي ساخت كه تا امروز تمام جهان مسيحيت در خدمت يهود به كار گرفته شد.

در روايات اسلامي چند بار نام پولس آمده است و او، عامل كليدي ايجاد انحراف و گمراهي در ميان مسيحيان معرفي شده است. امام موسي‌بن جعفر(ع) در روايتي طولاني، سرزميني را در جهنم معرفي مي‌كنند كه ويژه بدعت‌گزاران و گمراهان بزرگ است. در اين سرزمين پنج تن از امت‌هاي پيشين، از جمله پولس قرار دارند. در حديثي ديگر، فرموده‌اند: رسولان خداوند در عصر خويش و پس از خود به شيطان‌هايي مبتلا بودند كه آنان را مي‌آزردند و مردم را پس از آنان گمراه مي‌كردند. پولس و مرسيا (مرسيون)27 در امت عيسي اين چنين‌اند.28

 

پي‌نوشت‌ها

1. عهد جديد، انجيل يوحنا، باب 16، شماره 28.

2. ر.ك: تفسير التبيان، ج9، ص212.

.3 زخرف، آيات63 و 64.

4. ديگر فرقه‌هاي يهود عبارت‌اند از: صدوقيان، اسينيان، هيروديان، جليليان، فزائيم.

.5 عهد جديد، انجيل متي، باب 23؛ انجيل لوقا، باب11 و 20؛ انجيل مرقس، باب 12؛ در روايات اسلامي نيز عباراتي اين چنين از عيسي(ع) نقل شده است. ر.ك: امالي شيخ طوسي، ص208؛ الكافي، ج2، ص319.

.6 ر.ك: عهد جديد، انجيل متي، باب 23؛ انجيل لوقا، باب 11.

7. مريم، آيات 29 تا 33.

.8 حواري، از لفظ «حور» به معناي سفيد و پاك و خالص است. از امام رضا(ع) پرسيدند: چرا حواريان به اين نام خوانده مي‌شوند؟ فرمود: جمعي گمان مي‌كنند كه شغل آنان لباس‌شويي بود و از اين روي آنان را حواري گفته‌اند. اما نزد ما علت آن است كه آنان هم خود را از آلودگي به گناه پاك كرده بودند و هم براي پاك كردن ديگران مي‌كوشيدند. (عيون اخبارالرضا، ج2، ص79؛ تفسير صافي، ذيل آيه 59 آل عمران؛ بحارالأنوار، ج14، ص272). در اناجيل چهارگانه اين لفظ نيامده است.

.9 آل عمران، آيه52.

.10 و نيز ر.ك: صف، آيه14.

11. ايضاح التعليم المسيحي، ص11.

12. ر.ك: عهد جديد، انجيل متي، باب 27؛ انجيل مرقس، باب 15؛ انجيل يوحنا، باب 18.

13. عهد جديد، انجيل متي، باب 26، شماره 14 تا 16.

14. عهد جديد، انجيل متي، باب 28؛ انجيل مرقس، باب 16؛ انجيل لوقا، باب 24؛ انجيل يوحنا، باب 20.

15. نساء، آيه 157.

.16 نام اصلي پترس، شمعون است. او اين لقب را از مسيح(ع) هديه گرفت. در منابع اسلامي نيز نام وصي عيسي، شمعون آمده است. ر.ك: من لايحضره الفقيه، ج4، ص174؛ الاحتجاج، ج1، ص263؛ ارشاد القلوب، ج2، ص311؛ تفسير قمي، ج1، ص103.

.17 ر.ك: عهد جديد، انجيل يوحنا، باب21، شماره‌ 15 ـ 17؛ مطابق منابع اسلامي و روايات، وصي و جانشيني عيسي(ع)، شمعون (پترس) است.

.18 عهد جديد، انجيل متي، باب28، شماره‌ 19 و 20.

.19 عهد جديد، اعمال رسولان، باب10.

.20 ر.ك: عهد جديد، اعمال رسولان، باب7، شماره58.

 .21عهد جديد، اعمال رسولان، باب‌هاي 7و8؛ شكنجه و شهادت استيفان، نخستين شهيد مسيحيت نيز از جنايات پولس است.

.22 عهد جديد، رسالة پولس به غلاطيان، باب2، شماره 7و8.

23. رسالة پولس به غلاطيان، باب 2، شماره 11و13.

 24. رسالة پولس به غلاطيان، باب3، آيه 13 ؛ و نيز ر.ك: جُوآن اُ. گريدي، مسيحيت و بدعت‌ها، ترجمه عبدالرحيم سليماني اردستاني.

25. براي نمونه ر.ك: عهد جديد، انجيل متي، باب 23؛ انجيل لوقا، باب 11.

26. اين مطلب را مي‌توان از مجموع نامه‌هاي پولس دريافت. براي نمونه ر.ك: عهد جديد، رسالة پولس به روميان. با نگاهي به اين رساله به آساني مي‌توان دريافت كه ادبيات عيسي(ع) در گفت‌وگو با يهوديان و فريسيان، با ادبيات پولس بسيار متفاوت است.

27. ظاهراً مرسيون همان مارسيون ( ـ 160م) است كه مسيحيان او را نخستين بدعت‌گزار مسيحي مي‌دانند. اما مي‌توان او را احياگر انديشه‌هاي پولس در قرن دوم و عامل اصلي شكل‌گيري مسيحيت فعلي دانست (ر.ك: جلال‌الدين آشتياني، تحقيقي در دين مسيح، ص455.

28. ر.ك: بحارالأنوار، ج8، ص310؛ تأويل‌الأيات، ص840؛ ثواب‌الأعمال، ص215؛ جامع‌الأخبار، ص143.

نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387 توسط محسـن | لينك ثابت |

نوشته هاي پيشين

ادامه سناریو سناریوی کودتای ۲۲خرداد « افسانه جومونگ» کار صهیونیست هاست! انیمیشنهای هدفمند یهود صهيونيسم و شبكه‏هاي تلويزيوني جهاني‏ تراست موسيقي يهود چگونه شما را به ترنّم وا مي‏دارد تهاجم فرهنگی ماهواره!!؟؟ صهيونيسم و توليد تبليغات تجاري +


نکته امروز:

منوي اصلي

وبلاگ من
پست الكترونيك
آرشیو مطالب

آرشيو موضوعي

کودتای 23 خرداد
سينما و صهيونيسم"؟
آرماگدون
حافظ و مهدویت
یهود و بعثت پیامبر
یهود و آمریکا
ديانت يهود
صهيونيست‏ عليه يهود
ديانت يهود
يهود و سينما
اشاعه فساد
نقش فرق مختلف در ایران
صنعت هرزه­نگاري آمريکا
رسانه‏هاي گروهي
اصلاح‌گر بني‌اسرائيل
تبليغات تجاري
تهاجم فرهنگی
موسیقی و یهود
صهيونيسم و شبكه‏هاي تلويزيوني جهاني‏
ماهواره!!؟؟
انیمیشن و صهیونیست


آرشيو

آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386


لينکستان

سحاب
زودیاک
من یک یهودی ام
بهائیت
ولایت
یهود شناخت
مسیح یهودی
سینما و صهیونیسم
صهیون پژوه
اسرائیل و سازمان یهود
صهیونیسم و جهان اسلام
بیداری
وبلاگ تخصصی مسائل فلسطین و اسرائیل و یهود
برترین زن
محبان المهدی(عج)
تحليل محتواي سينما صهيونيست
یهود، صهیونیسم، هولوکاست
قالب وبلاگ رایگان و حرفه ای ترین قالب ها

نويسندگان


طراح قالب

Designer
Powered By
BLOGFA

Template Designer: Themeweblog.blogfa.com